تبليغاتX
معدن و اقتصاد

قیمت مس در سال جديد ميلادي با افزایش چشمگیری روبه‌رو شد تا جایی که هر تن آن به نزدیکی 8500 دلار رسید؛ اما پس از آن نوسان قيمت را تجربه كرده و با توجه به سطح قیمت‌های فعلی و روند آرام صعودی سيگنال‌هاي بازار، می‌توان به تعدیل و تثبیت بازار امیدوار بود. در یک‌سال گذشته قیمت مس از دو روند متفاوت
تبعیت کرده است.


تا چهارماه گذشته قیمت روند نزولی آرامی ‌داشت اما پس از این زمان از روند صعودی برخوردار شد. در 45 روز گذشته به دلیل نزدیک شدن به زمان اوج تقاضای فصلی شاهد افزایش حجم خرید و افزایش قیمت‌ها بودیم. این در حالی است که بورس لندن نزدیک به 4 ماه شاهد کاهش موجودی انبارها بود. این مطلب توانست در برابر بحران بدهی و برخی نوسانات اقتصادی به افزایش قیمت‌ها منتهی شود. مس از لحاظ اقتصادی می‌تواند ویژگی‌های عمومی ‌اقتصاد جهانی را نشان دهد که به کنایه از آن به «دکتر مس» یاد می‌شود. به عنوان مثال شرایط عمومی ‌اقتصاد جهانی باعث شد موجودی انبارها 7/9 درصد در سال میلادی گذشته افزایش یابد که نشان‌دهنده شرایط بد اقتصادی است. این موارد در حالی است که موجودی انبارهای کاهش یافته بورس فلزات لندن به سمت بازارهای چین سوق پیدا کرده که باعث شد موجودی انبارهای چین به عنوان بزرگ‌ترین مصرف کننده این فلز افزایش یابد. این مهم احتمال کاهش قیمت‌ها را در ذات خود نهفته خواهد داشت. موید این مطلب پیش‌بینی گلدمن ساچس مبنی بر تخمین قیمت سال آینده مس؛ یعنی 8567 دلار بر هر تن است که از پیش‌بینی قبلی خود یعنی 9200 دلار یک کاهش معنی‌دار را نشان می‌دهد. در بورس فلزات لندن در روزهای گذشته و قبل از بازگشایی بازارهای چین به امید افزایش تقاضای این کشور شاهد افزایش شدید قیمت‌ها بودیم. تا جایی که از 8428 دلار تا 8745 دلار نیز رشد ثبت شد که بیشترین قیمت‌ها در 4 ماه گذشته بود. با آغاز به کار بازار چین با توجه به شرایط خاص آن شاهد کاهش قیمت‌ها بودیم. مهم‌ترین دلیل نیز افزایش موجودی انبارها و کاهش قیمت مسکن عنوان شده است. برای روز دوشنبه قیمت 8399 ثبت شد که یک کاهش تلقی می‌شود. از جمله دلایل افزایش قیمت‌ها در
4 ماه گذشته مي‌توان به نكاتي اشاره كرد كه در ذيل آمده است:

1- کاهش موجودی انبارها بالاخص در بورس فلزات لندن.

2- سال نو چینی و افزایش تقاضای فصلی این کشور.
3- روند صعودی بازارهای سهام و افزایش متعاقب قیمت‌ها در بازارهای کالایی بالاخص کالاهای بورسی.
4- روند بهبود اقتصادی در نقاط جهان و افزایش تقاضا.
5- شرایط و داده‌های مثبت اقتصادی بالاخص در آمریکا و سیاست‌های پولی و مالی آمریکا و چین.
6- افزایش ارزش یوآن چین و افزایش تقاضای داخلی این کشور به عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده در جهان.
7- نوسان ارزش ارزها و کاهش ارزش دلار.


بازار مس چین به عنوان بزرگ‌ترین مصرف‌کننده

هفته‌های گذشته، روزهای خوبی برای بازار مس چین بود. واردات مس چین در ماه دسامبر آخرین ماه سال میلادی 2011 شدیدا افزایش یافت. این حجم با 78 درصد افزایش به نسبت سال گذشته به 406.937 تن رسید که برای هفتمین ماه پیاپی با افزایش مواجه بود. این در حالی است که تولید این کالا نیز در داخل چین برای اولین بار در 4 ماه گذشته افزایش یافت. در سال 2011 واردات مس چین 84/2 میلیون تن بود که در مقایسه با سال قبل و واردات 92/2 میلیون تن 3 درصد کاهش را نشان می‌دهد. در ماه دسامبر تولید این کالا 457000 تن بود که در مقایسه با سال قبل 8 درصد رشد را نشان می‌دهد. دلیل این امر نیز اجازه برداشت بیشتر از مواد اولیه برای رسیدن به سقف تولید سالانه واحدهای ذوب عنوان شده است.
بازار قراضه مس نیز با افزایش واردات مواجه شده و برای ماه دسامبر با 7/2 درصد افزایش به 446819 تن رسید. برای این سال واردات کل قراضه چین با 4/7 درصد افزایش به 69/4 میلیون تن رسيد. خروجی این موارد افزایش موجودی انبارهای چین در روزهای پایانی سال نو چینی و همچنین پس از تعطیلات رسمی‌این کشور بود.
در این زمان موجودی انبارهای بورس آتی شانگهای SHFE  با 11193 تن افزایش به 131645 تن رسید که بالاترین رکورد در هفته‌های گذشته محسوب می‌شود. دلیل افزایش واردات و افزایش موجودی انبارها امید به رونق بیشتر اقتصاد چین و افزایش تقاضای فصلی عنوان شده است. این روند افزایش موجودی انبارها در چین باعث شده برخی در خریدهای نقدی تخفیف‌های بالایی را منظور كنند تا جایی که در بازار چانگ جیانگ شانگهای تا 350 یوآن تخفیف نیز ثبت شد. دلیل دیگر این امر احتمال معامله مس وارداتی با قیمت‌های پایین‌تر است. با توجه به کاهش قیمت‌ها در روزهای گذشته ‌تردید کاهش بیشتر قیمت‌ها یا اضافه موجودی انبارها خودنمایی می‌کند.


شرایط اقتصادی و دورنمای تقاضای چین

روزهای پیش‌رو روزهای مهمی ‌برای بازار مس چین است. از یک سو تعطیلات رسمی ‌این کشور به پایان رسیده و فعالیت از سر گرفته شده همچنین با توجه به آغاز بهار در این کشور از چند روز آینده حجم فعالیت نیز در بخش‌های مختلف افزایش یافته و تقاضا به صورت فصلی افزایش می‌یابد. آمارهای سه ماهه چهارم، روزهای خوبی را برای اقتصاد این کشور نوید می‌دهد. تولید ناخالص داخلی چین در این مدت 9/8 درصد افزایش داشته که 2/0 درصد از پیش‌بینی بلومبرگ بیشتر است. همچنین رشد تولیدات صنعتی این کشور نیز 8/12 درصد بود که پیش‌بینی‌ها 3/12 درصد را تخمین زده بودند. نکته دیگر روند شهرنشینی مردم چین است که به زیرساخت‌ها و امکانات بسیاری نیاز دارد. با فرض افزایش يك درصد جمعیت شهرنشین این کشور سالانه 30 میلیون نفر به این آمار اضافه خواهد شد.
در روزهای آغازین سال جدید چینی چند خبر منفی مخابره شد. توقف فروش املاک بالاخص در پکن و کاهش شدید قیمت خانه در این شهر، ریزش بازار سهام چین و سیاست‌های پولی و مالی دولت چین و...  به کاهش مقطعی قیمت مس انجامید.


برآورد قیمت مس در سال 2012

هم اکنون و در آغاز سال 2012 شاهد افزایش موجودی انبارها در چین هستیم که با کاهش موجودی انبارها در بازار لندن مواجه شد. برآوردها نیز نشان می‌دهد به تبع قیمت‌های بالای مس در ماه‌های گذشته و افزایش سرمایه گذاری در استخراج، فرآوری و ذوب مس با افزایش عرضه روبه‌رو خواهیم بود. با توجه به آمار رشد اقتصادی در اقصی نقاط جهان و مشکلات پیش روی اتحادیه اروپا، آمریکا و حتی کشورهای در حال توسعه به نظر می‌رسد رشد عرضه این فلز از رشد تقاضای آن پیشی بگیرد. به عنوان مثال موجودی انبارهای بازار فلزات لندن نزدیک به 338 هزار تن بوده که به همراه بورس فلزات شانگهای با موجودی نزدیک به  131 هزار تن و 90 هزار تن موجودی بورس نیویورک نزدیک به 560 هزار تن خواهد بود. با احتساب 16100 هزار تن تولید معدنی سال 2011 نزدیک به 4 درصد از تولید معدنی کل جهان هم اکنون در انبارها وجود دارد. با احتساب رشد 1/8 درصد تولید جهان و برآورد 5/5 درصد افزایش تقاضا احتمال محدود شدن بازه نوسانی رشد قیمت‌ها وجود دارد. با توجه به تمامی ‌موارد ذکر شده، هم اکنون قیمت‌ها در سطوح بالایی قرار داشته و با فرض احتمال کاهش قیمت، باز هم تولید مس در اقصی نقاط جهان با صرفه اقتصادی همراه خواهد بود؛ زیرا هنوز فاصله بین قیمت تمام شده تا قیمت مورد معامله در کنار رشد سرمایه‌گذاری‌ها و رشد تکنولوژی از یک سود چشمگیر حکایت می‌کند. این روند باز هم به افزایش عرضه کمک خواهد کرد. نکته دیگر شرایط فعلی قیمت است. در صورت کاهش قیمت‌ها و به عبارت دیگر تعدیل قیمت‌ها می‌توان گفت که قیمت‌های مورد معامله قیمت‌های خوبی برای کسب‌و‌کار بوده و بازار مس را هر چه بیشتر به سمت تثبیت پیش خواهد برد. با توجه به هزینه تولید و قیمت نفت، آغاز فصل فعالیت بازارهای مس، افزایش جمعیت و سطح رفاه و بالاخص بهبود اقتصادی در کشورهای شرقی می‌توان به آینده این بازار امیدوار بود. این امیدواری بیشتر به فاصله بین قیمت تمام شده باز می‌گردد. برای سال‌ جاری ادامه روند قیمت فعلی مطلوب و با شیبی ملایم، با چند افزایش مقطعی و نهایتا تعدیل بازار پیش‌بینی می‌شود. با توجه به شرایط مبهم اقتصاد جهانی فعالان بازار بایستی خود را برای برخی ریزش‌های ناگهانی به تبع از بازار سهام آماده کنند اما شرایط حکایت از وخامت اوضاع ندارد.



+ نوشته شده در  یکشنبه 30 بهمن1390ساعت 18:7  توسط محمد حسین بابالو  | 

بازار فلزات پایه؛ تداوم رکود و دورنمای بهبود


بازار فلزات پایه روزهای رکود را پشت سر می‌گذارد و این شرایط به دلیل مشکلات مالی ادامه یافته و امید است بودجه‌‌های عمرانی و ادای تعهدات فعالان بزرگ این بازار بتواند به بهبود این شرایط منجر شود. با توجه به کاهش موجودی انبارها، نوسانات نرخ ارز و افزایش شدید هزینه تولید و افزایش حجم بودجه‌‌های عمرانی می‌توان به بهبود بازار امیدوار بود.


بازار فلزات غیر آهنی معروف به فلزات پایه با عضویت مس، آلومینیوم، سرب، روی، نیکل و قلع روزهای عجیب و مبهمی را سپری می‌کنند. از سویی قیمت‌های جهانی برای غالب فلزات پایه جز نیکل و تا حدودی قلع بالا بوده و این مطلب قیمت‌های داخلی را افزایش داده است.
این در حالی است که ضعف تقاضا و پراکنده بودن فعالان بازار و نوسان شدید موجودی انبارهای داخلی در کنار ضعف شدید تقاضا توسط بخش‌های مختلف اقتصادی بازار را پراکنده و آشفته کرده تا جایی که به وضوح عدم‌انسجام بازار و رقابت برای فروش به چشم می‌خورد. این شرایط به معامله کالاهایی مشابه با چند قیمت متغیر انجامیده و بی‌نظمی بازار را دامن زده است.
بالابودن قیمت‌های داخلی به دلیل عرف قیمت‌گذاری توسط LME بورس فلزات لندن هم‌اکنون تبدیل به یکی از مشکلات فعالان بازار فلزات پایه شده تا جایی که ضعف شدید تقاضا و عدم‌کشش بازار برای قیمت‌های فعلی، تبدیل به یکی از پاشنه‌‌های آشیل بازار فلزات رنگین در داخل کشور شده است. این مطلب به افزایش تمایل، جنب و جوش و استعلام قیمت برای واردات این قبیل مواد اولیه با کیفیت‌های پایین‌تر از خارج شده که می‌تواند در آینده مشکلات فراوانی را برای تولید‌کنندگان فلزات رنگین پدید آورد.
در شرایط موجود دلیل اصلی ضعف شدید تقاضا رکود فراگیر در بازار محصولات صنعتی و متاسفانه عدم‌ادای تعهدات کلان از سوی فعالان بزرگ و با سابقه بازار فلزات رنگین بالاخص آلومینیوم و روی است.
این مطلب در کنار افزایش شدید هزینه تولید به دلیل افزایش قیمت مواد اولیه، قانون هدفمند شدن یارانه‌‌ها و افزایش قیمت سوخت و دیگر حامل‌های انرژی، افزایش دستمزد به دلیل افزایش تورم و ... به فراگیر شدن رکود تورمی در بازار داخلی انجامیده است. از این رو روند بهبود نیز سخت‌تر خواهد شد.
در همین حال ابلاغ دیرهنگام بودجه و عدم‌تامین مالی بسیاری از طرح‌های توسعه و پروژه‌‌ها نیز به این شرایط سخت دامن زده است. سیاست‌های ارزی و دامنه دار شدن نوسانات ارز در هفته‌‌های گذشته نیز به بدتر شدن شرایط کمک چشمگیری کرد تا جایی که کمتر واردکننده‌ای نسبت به واردات فلزات رنگین وارداتی بالاخص نیکل، قلع مالزی، روی استرالیا یا روسیه، آلومینیوم امارات و .... اقدام کرد. این شرایط پتانسیل شکست جدی بازار را در ذات خود نهفته دارد.
همانگونه که ذکر شد عدم‌ادای تعهدات برخی از فعالان بزرگ و با سابقه این صنعت مشکلات بسیاری را برای فعالان کوچک‌تر بازار فراهم کرده است.
این مطلب که بیشتر در صنعت آلومینیوم و پس از آن در بازار روی ایجاد شده است به کاهش تقاضای انواع فلزات پایه، آلیاژها و سوپر آلیاژها انجامید. هم‌اکنون روزهای سختی برای برخی قطعه سازان و ریخته‌گران بوده و افزایش قیمت حامل‌های انرژی و متاسفانه عدم‌حمایت جدی از این قبیل تولیدکنندگان در آینده می‌تواند مشکلات فراوانی را برای این بازار ایجاد کند. این در شرایطی است که واردات آلیاژها کاهش یافته و موجودی انبارها از این مواد در حال اتمام است.
این روند نزولی قیمت‌ها در کنار نوسان ارزش ارز به کاهش موجودی انبارها انجامیده و پس از تخصیص بودجه‌‌های مصوب و ادای برخی تعهدات در نهایت به جهشی شدن قیمت‌ها منتهی می‌شود. به جرات می‌توان گفت جهش نزدیک به 13 درصد در قیمت این قبیل مواد اولیه دور از ذهن نخواهد بود.
نکته دیگر حجم بودجه‌‌های عمرانی کشور و اعتبارات تخصیص یافته است. در سال‌جاری حجم بودجه‌‌های عمرانی افزایش چشمگیری داشته و این بودجه در روزهای گذشته توسط ريیس جمهور ابلاغ شد.
با توجه به تاخیر در تصویب و ابلاغ این قانون و همچنین ساز و کارهای تخصیص آن تا زیر مجموعه‌‌ها می‌توان گفت که در روزها و هفته‌‌های آینده احتمال ادای تعهدات و تخصیص اعتبارات و تزریق منابع مالی به بخش‌های صنعتی وجود دارد. این در حالی است که در صورت تحقق وعده پرداخت وام به بنگاه‌های تولیدی از روزهای آینده می‌توان به روند بهبود بازار بیشتر امیدوار بود.
با توجه به موارد ذکر شده به احتمال قوی در روزهای آینده شرایط ضعیف بازار باز هم ادامه خواهد داشت تا جایی که پس از ادای برخی تعهدات و تخصیص اعتبارات می‌توان به بهبود بازار امیدوار بود. این در حالی است که این شرایط به کاهش موجودی انبارها کمک کرده و بالاخص برای برخی اقلام وارداتی با کمیاب شدن برخی مواجه خواهیم شد. پس از مدتی این روند به افزایش شدید قیمت‌ها و جهشی شدن بازار می‌انجامد که این شرایط نوسانی برای هیچ کدام از بخش‌های مرتبط در طولانی مدت مفید نخواهد بود.
برای تقویت آرام بازار و بهبود بنیادین آن بهتر است برخی از تولیدکنندگان داخلی بالاخص در خصوص فلزات رنگین پر مصرف اندکی قیمت‌های خود را کاهش دهند تا فضا برای رونق کسب و کار آماده‌تر شود. در صورتی که فعالان بزرگ بازار به تعهدات خود پایبند باشند می‌توان آینده روشنی را در کوتاه‌مدت برای این بازار تصور کرد.


+ نوشته شده در  دوشنبه 27 تیر1390ساعت 12:2  توسط محمد حسین بابالو  | 

بازار فولاد در سال جاری دورنمای روشنی را نوید می‌دهد که از بهبود حوزه‌های مختلف آن حکایت مي‌کند. با توجه به نامگذاری سال 90 به نام سال جهاد اقتصادی‌، شرایط خاص اقتصاد داخلی‌، روند عمومي‌بودجه‌ریزی بالاخص بودجه‌های عمرانی دولت برای سال جاری‌، قانون هدفمند شدن یارانه‌ها‌، سیاست‌های انقباضی در گذشته‌، افزایش قیمت نفت و افزایش شدید منابع مالی دولت‌، روند بهبود اقتصاد جهانی و افزایش آرام و بنیادین قیمت‌های بین‌المللی فولاد‌، دورنمای افزایش تقاضا در بازار داخل و... سال‌جاری سالی پررونق برای بازار داخلی فولاد خواهد بود.


‌اين در حالی است که افزایش روزشمار قیمت مواد اولیه‌، حامل‌های انرژی و حمل و نقل در بازارهای جهانی‌، افزایش نرخ بهره و همچنین افزایش ارزش یوآن چین به افزایش قیمت تمام شده در بزرگ‌ترین فولادساز جهان منتهی خواهد شد.‌اين موارد در کنار افزایش تقاضا به افزایش قیمت‌ها خواهد انجامید.

تحلیل بازار
بازار فولاد در چند سال گذشته در رکودی مثال زدنی فرو رفته بود و فراز و نشیب‌های بسیاری را نیز در عین حال تجربه کرد. در سال‌های گذشته به دلیل اعمال سیاست‌های سخت‌گیرانه و انقباضی مالی و اصطلاحا سه قفله و هفت قفله کردن صندوق بانک مرکزی با کاهش حجم فعالیت بازار‌، کاهش تقاضا‌، کاهش قیمت انواع مصنوعات فولادی و البته در اقتصاد کلان با کاهش تورم مواجه بودیم. پس از‌اين روند کاهشی‌، موج‌های عظیم بحران اعتبارات آمریکا و رکود اقتصادی که به کاهش شدید قیمت‌های جهانی انجامید به بازار داخلی رسید. با توجه به کاهش قیمت نفت‌، سعی در کاهش بیشتر تورم و اعمال سیاست‌های انقباضی‌،‌اين روند به کاهش تقاضا‌، واردات مصنوعات ارزان قیمت و نهایتا کاهش قیمت‌ها در بازارهای رسمي‌و غیر رسمي‌منتهی شد. پس از مدتی با افزایش آرام قیمت نفت و رسیدن به قیمت‌های 80 دلار‌، بازار فولاد جهانی با افزایش قیمت‌ها مواجه شد که‌اين روند افزایشی پس از مدتی به بازارهای داخلی تسری یافت. با توجه به روند پلکانی افزایش قیمت‌های جهانی در کنار حجم بالای واردات‌ايران بالاخص در خصوص شمش فولاد‌،‌اين نوسانات پس از مدتی در بازارهای داخلی نیز مشاهده شد.‌اين روند در کنار برخی شایعات و گمانه‌زنی‌ها بالاخص در مورد تحریم‌ها و قانون هدفمند کردن یارانه‌ها در مواقعی به هیجانی تر شدن بازارها نیز انجامید. پس از آن و عدم وقوع گمانه‌های مطرح شده و تلاش دولت برای تثبیت قیمت‌ها به هر نحو ممکن در بازارهای رسمي‌و غیررسمي‌و دستوری کردن قیمت‌ها و اتخاذ سیاست‌های سخت‌گیرانه مالی در کنار ضعف شدید تقاضا در بخش‌های دولتی و خصوصی شاهد کاهش مجدد قیمت‌ها بودیم. برای روزهای پایانی سال 89 برآیند قیمت نقدی میلگرد در بازارهای غیر رسمي‌کمتر از 800 تومان در هر کیلوگرم ثبت شد. نهایتا می‌توان گفت ضعیف بودن بازار در ماه‌ها و سال‌های گذشته پتانسیلی برای افزایش قیمت‌ها بوده و همچون فنری فشرده شده برای افزایش تقاضا و رشد قیمت‌ها خودنمایی خواهد کرد.

سالی برای جهاد اقتصادی

سال 90 توسط مقام معظم رهبری سال جهاد اقتصادی نامگذاری شده و افزایش شدید فعالیت‌های اقتصادی را نوید مي‌دهد. با توجه به تبعيت كامل دولت از رهبر معظم انقلاب و حرکت تمام قد و با حداکثر ظرفیت در‌اين مسیر‌، سال‌جاری سالی پر رونق برای فعالیت‌های اقتصادی خواهد بود.

با توجه به شرایط خاص جامعه و فراگیر شدن رکود‌، سیاست‌های انقباضی و سخت‌گیرانه مالی دولت و کاهش رشد اقتصادی تا گمانه‌زنی رشد 5/1 درصدی در سال‌، افزایش شدید نرخ بیکاری تا بیش از 14 درصد‌، بالابودن منابع مالی دولت‌، تضعیف جایگاه اقتصادی‌ايران در منطقه به دلیل کاهش رشد اقتصادی‌، شرایط بهبود اقتصادی در جهان و افزایش نسبی شاخص‌های خرد و کلان‌، مشکلات سیاسی منطقه و افزایش قیمت نفت‌، تعیین نرخ ارز‌، نرخ سود بانکی و سطح دستمزدها‌، طرح هدفمند کردن یارانه‌ها‌، جنگ ارزها و دیگر مسائل پیش‌رو می‌توان گفت انتخاب‌ اين نام و انتخاب ‌اين مسیر بسیار داهيانه صورت گرفته و قطعا مورد تایید تمامي‌فعالان اقتصادی خواهد بود. به احتمال قوی سال 90‌، سالی برای جبران زمان‌های از دست رفته در سال‌های گذشته و افزایش ظرفیت‌های تولید‌، افزایش شدید رشد اقتصادی‌، افزایش حجم سرمایه‌گذاری‌ها‌، کاهش نرخ بیکاری و... خواهد بود.
نکته دیگر جهت‌دهی رشد اقتصادی در سال هدف، برنامه پنجساله پنجم است و با توجه به سال جاری به عنوان اولین سال‌اين برنامه‌، بودجه نیز در‌اين چارچوب قابل بررسی و تصویب خواهد بود. در کنار سال جهاد اقتصادی پیش‌بینی هدف‌گذاری ‌اين نرخ در کنار صحبت‌های معاون اول برای عزم دولت برای کاهش نرخ بیکاری تا زیر 5 درصد، می‌توان افزایش شدید سرمایه‌گذاری بر بخش‌های تولیدی را که به افزایش رشد اقتصادی یا افزایش سرانه تولید در داخل منجر مي‌شود محتمل دانست. با توجه به نیاز تمامي ‌پروژه‌ها به فولاد برای سال آينده افزایش نزدیک به 8 درصد در‌اين چارچوب با احتساب یک ضریب خطا دور از ذهن نخواهد بود.
خروجی تمامي‌این موارد از تحریک اقتصاد و افزایش تقاضا بالاخص برای کالاهای سرمایه‌اي حکایت مي‌کند. به عبارت بهتر سال90 سالی برای افزایش تقاضای فولاد است.


شرایط جهانی بازار فولاد

بازارهای بین‌المللی فولاد هم‌اکنون روزهای مبهمي‌را سپری مي‌کند. از یک سو در هفته‌های پیش با کاهش مقطعی قیمت‌ها مواجه شده و از سویی دیگر پتانسیلی برای جهش شدید قیمت‌ها در میان مدت تا دراز مدت را در ذات خود نهفته دارد. برآیند ‌اين موارد از افزایش آرام قیمت فولاد در کوتاه مدت با شیبی ملایم و سپس تثبیت قیمت‌ها و نهایتا افزایش جهشی قیمت در میان‌مدت تا دراز مدت خبر مي‌دهد.
پس از زلزله چین و اما و اگرهای آن و امید به بهبود تقاضا در کنار کاهش شدید تقاضا برای مواد اولیه در شرق و جنوب شرقی آسیا شرایط و داده‌های اقتصادی بازار فولاد و ویژگی‌های موثر به گونه‌اي متناقض جای‌گیری کرده‌اند که از وقوع بازه‌اي زمانی پارادوکس مانند حکایت مي‌کند.
در شرایط فعلی قیمت نفت افزایش یافته‌، سنگ آهن پس از چندی کاهش قیمت مجددا با افزایش مواجه و حمل‌ونقل و فروآلیاژها نیز با افزایش قیمت روبه‌رو شده‌اند. البته در‌اين بین هنوز قراضه به دلیل کاهش تقاضا بالاخص در شرق و جنوب شرقی آسیا با کاهش قیمت مواجه است.‌ اين در حالی است که در روز جمعه شاهد افزایش نزدیک به 4 درصد قیمت سنگ آهن بودیم که دلیل آن را تقویت تقاضا در کنار افزایش قیمت فولاد دانسته‌اند. پس از وقایع ژاپن تقاضا برای مواد اولیه کاهش یافته و اوج آن در کاهش نزدیک به 10 درصد قیمت سنگ‌آهن خودنمایی کرد. پس از‌ اين کاهش و به دلیل کاهش قیمت تمام شده با کاهش قیمت فولاد مواجه شدیم. اوضاع کشورهای عربی و کاهش تقاضای‌ اين منطقه نیز در کاهش قیمت‌ها موثر بود. به گزارش بائواستیل به عنوان بزرگ‌ترین فولادساز چین دورنمای رشد تقاضای فولاد چین در سال 2011 آرام و پر خطر است. دلیل اصلی ‌اين امر را نیز کاهش رشد اقتصادی چین و احتمال افزایش عرضه در برابر تقاضا عنوان کرده که به افزایش موجودی انبارها و امکان عرضه مازاد بر نیاز منتهی خواهد شد. همچنین سیاست‌های پولی دولت و انقباض مالی را دلیلی بر احتمال کاهش تقاضا عنوان کرده است.‌ اين در حالی‌ است که افزایش قیمت تمام شده فولاد به دلیل افزایش شدید قیمت مواد اولیه و اصلاح نرخ یوآن در کنار افزایش افسارگسیخته تقاضای ژاپن مي‌تواند بازار فولاد شرکت‌های چینی را به سمت بازارهای دریایی Overseas متمایل کرده و از تبعات کاهش تقاضای داخلی چین بر بازار فولاد به نحو چشمگیری بکاهد. مطلبی که از نظر برخی تحلیلگران به دور مانده است!
قیمت نفت به عنوان یکی از مهم‌ترین فاکتورها در قیمت تمام شده فولاد در مسیر صعودی است. هزینه حمل و نقل نیز روزانه در حال افزایش است. با آغاز بازسازی ژاپن و بهبود اوضاع سیاسی در کشورهای عربی و با توجه به روند بهبود اقتصاد در جهان و افزایش تقاضای داخلی چین نیز قطعا با افزایش تقاضا مواجه خواهیم بود. همچنین با توجه به افزایش ارزش یوآن چین به عنوان بزرگ‌ترین فولادساز جهان‌، قیمت تمام شده فولاد‌ اين کشور با افزایش مواجه خواهد شد. نکته دیگر جنگ ارزهاست. هم اکنون با توجه به کاهش ارزش غالب ارزهای جهانی با افزایش قیمت تمامي ‌کالاها مواجه هستیم. ‌اين در حالی است که قیمت‌های فولاد از‌اين روند تبعیت نکرده است. در مقام مقایسه بین قیمت دیگر فلزات پایه و فولاد شاهد ‌اين امر خواهیم بود. با توجه به‌اين عدم افزایش می‌توان گفت پتانسیل افزایش قیمت فولاد در بازارهای جهانی هم اکنون شدیدا فشرده شده و آماده رها شدن است. ‌اين مطلب به صورت مستقیم و بی‌واسطه به افزایش قیمت فولاد در هفته‌های آتی منتهی خواهد شد.


شرایط حال حاضر بازار فولاد

در چین به عنوان بزرگ‌ترین تولیدکننده فولاد در روزهای گذشته شاهد افزایش قیمت میلگرد در معاملات فیزیکی و بازار آتی شانگهای بودیم. در هفته گذشته قیمت میلگرد آتی تحویل در ماه اکتبر با 1/1 درصد افزایش به نسبت هفته گذشته به 4780 یوآن یا 730 دلار در هر تن رسید.‌
اين در حالی است که به نسبت روز پنج‌شنبه با 14 یوآن کاهش روبه‌رو شد که دلیل آن تضعیف قیمت بیلت و افزایش موجودی انبارها ذکر گردیده است. در خصوص معاملات فیزیکی نیز بنا بر اخبار معتبر قیمت فروش نزدیک به 38 کارخانه ‌اين کشور بین 20 تا 50 یوآن افزایش یافت. میلگرد سایز 16 تا 25 در قیمت‌های 4600 تا 4870 یوآن معامله و با 40 تا 50 یوآن افزایش به نسبت هفته پیش به کار خود پایان داد. کلاف مفتول سایز 8 نیز با 40 یوآن افزایش 4500 تا 4560 یوآن معامله شد.
در خصوص ورق‌های نورد گرم نیز شرایط مشابهی حکمفرما است. در مرکز مبادلات فولاد شانگهای قیمت ورق نورد گرم ژوئن با 9 یوآن کاهش از روز پنج‌شنبه در قیمت 4741 یوآن بسته شد. ‌اين در حالی است که به نسبت پایان هفته گذشته با 8/0 درصد افزایش مواجه شده است. ورق نورد گرم سایز 5 تا 12 با 10 تا 20 یوآن افزایش بین 4640 تا 4670 یوآن معامله شد.
به صورت عمومي‌مي‌توان گفت بازار فولاد چین با افزایشی محدود و نسبی مواجه شده است.
هم اکنون تجار و تولیدکنندگان روس و اکراینی بیلت برای هفتمین هفته پیاپی قیمت بیلت خود را در سطوح نزدیک به 630 دلار در هر تن نگه داشته‌اند. هم اکنون معاملات‌اين کالا بالاخص برای تولیدات ماه آوریل در حجم‌های بسیار کوچک صورت گرفته و اغلب مصرف‌کنندگان بالاخص خریداران ترک‌ اين کالا را از کارخانه‌های داخلی یا به صورت محموله‌های خرد خریدارای مي‌کنند.‌ اين در حالی است که در بازار کشورهای مشترک المنافع (cis) قیمت شمش فولاد حتی تا سطوح بین 610 تا 620 دلار در هر تن تحویل بار کشتی سواحل دریای سیاه یا دریای بالتیک نیز پیشنهاد می‌شود. یکی از مهم‌ترین دلایل‌ اين امر کاهش شدید تقاضا از سوی خریداران عرب ‌اين کالا بالاخص برای مصر بوده است. دلیل دیگر‌اين امر کاهش مجدد خرید و به عبارت بهتر توقف معاملات با مقصد ‌ايران مي‌باشد که با توجه به عدم صرفه اقتصادی‌ اين کالا تجار اقدام به واردات نمي‌کنند.
در بازار چین نیز شرایط مشابهی حکمفرما است. قیمت بیلت سایز 150 در اواسط ماه مارس 4110 یوآن بود که در روز پنج‌شنبه به 4360 یوآن رسید. در همین حال برای جمعه با 30 یوآن کاهش به 4330 یوآن بالغ شد.‌اين کاهش محدود پتانسیلی برای کاهش قیمت میلگرد نیز به حساب آمد.


بازار فولاد در کوتاه مدت

بازار جهانی فولاد با محوریت چین به عنوان بزرگ‌ترین فولادساز جهان در غیاب محسوس ژاپن و حجم تقاضای‌اين کشور با یک دوگانگی مواجه است. از سویی قیمت سنگ آهن به عنوان مهم‌ترین ماده اولیه فولاد در روز جمعه با افزایش مواجه شده و دلیل ‌اين امر افزایش تقاضا از جانب چین عنوان شد و از سویی با افزایش موجودی انبارها بالاخص برای میلگرد و ضعف محدود تقاضا نسبت به هفته‌های گذشته در کنار ثابت ماندن و حتی تضعیف محدود قیمت بیلت مواجه است. روند عمومي‌از افزایش تقاضا در روزهای‌ آينده و افزایش محدود قیمت‌ها حکایت مي‌کند. به عبارت بهتر در کوتاه مدت شاهد ادامه روند افزایشی فعلی خواهیم بود؛ اما ‌اين افزایش قیمت‌ها از شیب چندان بالایی برخوردار نیست.


بازار فولاد در میان مدت تا دراز مدت

برای ‌اين بازه زمانی افزایش جهشی قیمت‌ها محتمل خواهد بود. با توجه به عدم افزایش جدی قیمت‌ها در کوتاه مدت در کنار پایین بودن سطح تقاضا و عدم افزایش محسوس سطح تولید و همچنین افزایش قیمت نفت و افزایش قیمت مواد اولیه و حمل و نقل که به افزایش هزینه تولید مي‌انجامد در میان مدت شاهد کاهش موجودی انبارها خواهیم بود. با توجه به بهبود بنیادین اوضاع اقتصادی جهان و تقویت روزافزون قیمت سهام بالاخص در آمریکا به عنوان بزرگ‌ترین اقتصاد جهان در آينده انتظار جهش افسار گسیخته قیمت‌ها دور از ذهن نخواهد بود. به احتمال زیاد حد فاصل ماه‌های مه ‌تا ژوئن احتمال ‌اين افزایش به دلیل شرایط آب و هوایی و آغاز فصل بارش باران‌های موسمي ‌و مشکلات تامین مواد اولیه در کنار رونق ساخت و ساز و تعطیلی برخی کارخانجات به جهت تعمیر و نگهداری و... بیشتر به چشم می‌خورد. در‌ اين زمان بازسازی ژاپن و کاهش خطرات رادیواکتیو نیز به بهبود جدی تقاضا کمک خواهد کرد. ‌اين زمان مقارن با اوایل خرداد ماه شمسی است.
با توجه به‌اين موارد می‌توان گفت بازار فولاد جهانی به صورت پلکانی در مسیر صعود قرار گرفته و پس از هر دوره جهش جدی با کاهشی مقطعی سعی در تثبیت قیمت‌های نائل شده خواهد کرد. ‌اين روند به تقویت بنیادین ‌اين بازار مي‌انجامد. به جرات می‌توان سال 2011 و بالاخص نیمه دوم آن را سال رونق بازار فولاد دانست.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 18 فروردین1390ساعت 23:59  توسط محمد حسین بابالو  | 


زلزله ژاپن و سونامی بازارها


هم اکنون غالب بازارهای جهانی در شک رویدادهای طبیعی در شرق آسیا هستند. با توجه به وسعت مناطق آسیب دیده و همچنین اهمییت ژاپن بعنوان سومین اقتصاد بزرگ جهان شاهد ریزش بازار سهام و برخی بازارهای مشابه هستیم. دورنمای کوتاه مدت شرایط ، کاهش تقاضا و تضعیف بازارهای سهام ، نوسانی شدن ارزش ارزها و کاهش قیمت در بازارهای کالایی است. در کوتاه مدت تا میان مدت به دلیل افزایش قیمت نفت و دامنه دار شدن مشکلات اجتماعی کشورهای عرضه کننده نفت مجدداً شاهد افزایش قیمت این حامل انرژی ، ادامه شرایط تورمی فعلی و افزایش هزینه تولید کالاها در جهان خواهیم بود.

زلزله 8.9 ریشتری و نهایتاً سونامی Tsunami  در شرق آسیا و در نزدیکی مرزهای ژاپن حادثه ای طبیعی و زمین شناسی بوده که به دلیل وجود فشارهای تکتونیکی در منطقه بوجود آمده است . با توجه به ویژگیهای زمین ساختی شرق آسیا و حوزه اقیانوس آرام این پدیده و پدیده های مشابه در این منطقه طبیعی به نظر رسیده و احتمال وقوع مجدد پس لرزه های آن وجود دارد . این حادثه که  حتی در سواحل هاوایی در آنسوی اقیانوس آرام حس گردیده است ، جز فجایع انسانی مرگ صدها نفر ، نابودی بسیاری از تأسیسات و کارخانجات و تخریب ابنیه فنی و مسکونی ، تأثیرات کوتاه مدت و میان مدتی نیز بر بازارها خواهد گذارد . این در حالیستکه شواهدی مبنی بر رسیدن امواج به غرب امریکا و منطقه کالیفرنیا در دست است.

همانگونه که در ساعات میانی و پایانی روز جمعه در بازارهای جهانی مشاهده گردید پس از این واقعه و انتشار اخبار آن در ابتدا تمامی بازارها با یک شک جدی مواجه شدند. بازارهای اساسی از جمله سهام در بورسهای آسیایی ، امریکا و نهایتاً اروپا ، بازار ارز بالاخص ارزش ین ژاپن و متعاقباً دلار و تأثیر بر یورو ، بازار نفت و همچنین طلا شکهای جدی را متحمل گردیدند.

نفت خام سبک امریکا برای تحویل در ماه آوریل با1.5 تا 2% کاهش مواجه شد. نفت برنت دریای شمال نیز برای تحویل درماه آوریل با 1.4% کاهش به 113.87 دلار رسید . ارزش شاخص نیکی  Nikkei نیز با 1.7% کاهش و شاخص S&P 500  نیز با 1.9% کاهش روبرو گردیدند. ارزش ین نیز در برابر دلار با 1.3% افزایش مواجه شد.

دلیل اصلی کاهش قیمت نفت ، تخریب و بسته شدن بسیاری از پالایشگاهها و کارخانجات پتروشیمی در ژاپن بعنوان سومین مصرف کننده نفت خام در جهان و کاهش شدید تقاضا عنوان شده است. دلیل افزایش ارزش ین در برابر دلار نیز افزایش جذابیت ین و افزایش تقاضا برای این ارز در کشور ژاپن به منظور خرید و استفاده از پول ملی کشور خود در شرایط فعلی همچنین تعهد دولت و بانک مرکزی ژاپن در تثبیت اوضاع اقتصادی ذکر شده است.

 

در کوتاه مدت پیش بینی میشود با کاهش ارزش سهام در بورس ژاپن و امریکا روبرو خواهیم بود. این در حالیستکه با توجه به جایگاه ژاپن بعنوان سومین اقتصاد جهان این روند نزولی ادامه داشته و کاهش بیشتری را تجربه کند. به عنوان مثال میتوان پیش بینی کرد که شاخص سهام نیکی به نزدیکی 10000 واحد تنزل کند. در صورت ادامه افزایش ارزش ین در برابر دیگر ارزها بالاخص دلار امریکا و مشکلات هر چه بیشتر در این کشور کاهش بیشتر شاخص و حتی رسیدن به 9500 واحد نیز متصور خواهد بود. در بورس امریکا شاخص داوجونز بعنوان شاخص صنایع این کشور و با ادامه روند نزولی فعلی تا سطوح 11700 در مرحله اول و بالتبع ادامه مشکلات اجتماعی و امنیتی در کشورهای عربی و تنگناهای پیش رو برای عرضه نفت در مرحله دوم تا 11500 واحد نیز کاهش را تجربه کند. در صورت تسری بحران های اجتماعی کشورهای عربی به عربستان و دیگر کشورهای مشابه ، احتمال کاهش بیشتر شاخص نیز در صورت وخامت هر چه بیشتر اوضاع ، دور از ذهن نخواهد بود.

در خصوص نفت هم اکنون شاهد کاهش قیمتها هستیم. به عنوان مثال نفت سبک غرب تگزاس WTI در بازار نیویورک نزدیک به 100 دلار در هر بشکه قیمتگذاری میشود. با توجه به کاهش تقاضا از سوی ژاپن احتمال کاهش بیشتر قیمتها نیز دور از ذهن نبوده و هفته آینده ، هفته ای برای کاهش قیمت این حامل انرژی خواهد بود. پیش بینی میشود در کوتاه مدت باز هم شاهد کاهش بیشتر قیمت نفت بوده و کاهش نزدیک به 5% منطقی به نظر میرسد. این به معنی رسیدن قیمت نفت برنت دریای شمال به نزدیک 107 دلار و نفت کشورهای خاورمیانه نزدیک به 100 دلار در هر بشکه خواهد بود.

در میان مدت با بهبود اقتصاد جهانی ، افزایش تقاضا در کشور ژاپن پس از کاهش شدید آن و تردیدهای واقعی و و روانی از کاهش حجم تولید باز هم قیمت نفت در مسیر صعود قرار گرفته و در میان مدت تا دراز مدت قیمت نفت به بالای 120 دلار برای نفت WTI قرار خواهد گرفت.

 

در خصوص بازارهای کالایی شرایط متفاوتی حاکم است. در آینده قطعاً مواد غذایی بالاخص مواد غذایی با منشأ دریایی با افزایش قیمت مواجه خواهند شد. در خصوص دیگر کالاها بالاخص کالاهای بورسی از جمله فلزات پایه وگاهی فولاد در کوتاه مدت با کاهش قیمت ، سپس تثبیت و نهایتاٌ با افزایش آرام قیمتها مواجه خواهیم بود. در این بین بیشترین کاهش متوجه فلزات پایه می گردد و به احتمال قوی با افزایش ارزش دلار و افزایش جدی موجودی انبارها با کاهش قیمت مواجه خواهیم بود. به عنوان مثال هفته آینده را میتوان هفته ای کاهشی برای فلزات پایه از جمله مس به حساب آورد. پس از کاهش قیمتها ، بالتبع بهبود اقتصاد جهانی ، آمارهای اقتصادی حاکی از این روند بهبود و افزایش تقاضا ، شرایط تورمی و افزایش قیمت نفت همچنین افزایش قیمت تمام شده شاهد افزایش آرام و بنیادین قیمتها خواهیم بود. به عنوان مثال سنگ آهن و سپس فولاد پیش قراولان افزایش قیمتها می باشند.

نهایتاً میتوان گفت هفته آینده هفته ای سخت برای بازارهای کالایی به شمار رفته و از هم اکنون چشم انداز آن نمایان می باشد.

+ نوشته شده در  شنبه 21 اسفند1389ساعت 6:34  توسط محمد حسین بابالو  | 

دورنمای روشن سال 90

سال 90 دور خیز بازارها


سال آینده را میتوان سال بهبود بازارها نامگذاری کرد زیرا تمامی دلایل برای رونق کسب و کار و افزایش حجم مصرف ، تولید و واردات مهیا خواهد بود. در صورت تنظیم درست ساز و کارهای اقتصادی از جانب بخش حاکمیت از جمله دولت و مجلس و هماهنگی این دو نهاد میتوان افزایش رشد اقتصادی ، کاهش بیکاری ، بهبود فضای کسب و کار و البته افزایش تورم را محتمل دانست. سال آینده سالی مهم و سرنوشت ساز برای بازارهای داخلی می باشد.  

سال 1390 سالی بسیار مهم برای اقتصاد ایران خواهد بود. از یک سو اولین سال کامل برای اجرای واقعی قانون تحول اقتصادی و هدفمند کردن یارانه ها بوده و همچنین اولین سال خروج از رکود در مقیاس جهانی نیز لقب گرفته است. با توجه به کاهش شدید رشد اقتصادی در سال گذشته و متأسفانه سال جاری و همچنین افزایش افسار گسیخته نرخ بیکاری در کنار مهار موقتی تورم و افزایش شدید منابع مالی دولت و احتمال افزایش بیشتر آن ، سال آینده را میتوان نقطه عطفی برای دولتهای نهم و دهم دانست. با توجه به تصویب و بالاخره اجرایی شدن قانون هدفمند شدن یارانه ها و تحقق آن برای چند ماه بعنوان یکی از دغدغه ها و آرزوهای دلسوزان اقتصادی این کشور و توانایی دولت در حفظ اوضاع آنهم در شرایط سخت سیاسی ، سال 90 را میتوان آغاز تحولی جدی در مسیر رشد و توسعه اقتصادی این کشور به حساب آورد که میتواند برخی از نقاط ضعف را در سالهای گذشته تا حدی التیام بخشد. به تجربه ثابت شده است که افزایش درآمدهای دولت به افزایش رشد اقتصادی همچنین افزایش تورم منتهی میگردد و برای سال آینده نیز این روند قابل پیش بینی است. به توجه به تنظیم بودجه ای انبساطی با محوریت افزایش بودجه های عمرانی در کنار رشد اقتصادی پایین در سالهای گذشته ، احتمال افزایش واردات بالاخص کالاهای سرمایه ای ، افزایش رشد اقتصادی ، کاهش بیکاری و نهایتاً افزایش تورم برای سال آینده قابل پیش بینی خواهد بود. به احتمال قوی با توجه به تجربه و توانایی دولت در مهار تورم در سالهای گذشته ، احتمال افزایش افسار گسیخته تورم دور از ذهن بوده و دولت با تزریق منابع در بخشهای عمرانی ، افزایش واردات ، عدم افزایش پایه پولی و شاید سعی در تنظیم بازار داخلی بتواند از افزایش تورم جلوگیری نماید. در این بین کاهش نرخ بهره و تسهیل شرایط اخذ وام میتواند به افزایش تورم کمک نموده اما در کنار افزایش رشد اقتصادی و توزیع عادلانه تر یارانه ها و کاهش ضریب جینی قابل دفاع خواهد بود. کاهش 3 صفر از پول ملی نیز تأثیر قابل توجهی در تورم به همراه ندارد. کاهش ارزش ریال در کنار جنگ ارزها و کاهش ارزش غالب ارزهای معتبر جهانی میتواند به افزایش قیمت تمام شده کالاهای وارداتی بیانجامد. قیمت رسمی 1050 تومان برای هر دلار بسیار زیرکانه انتخاب شده تا جاییکه اهداف قانون هدفمند کردن یارانه ها را حفظ و از تولید داخلی نیز حمایت خواهد کرد. به احتمال قوی با توجه به این موارد و افزایش ارزش یوآن چین ، سال آینده کالاهای بی کیفیت چینی کمتری در داخل به چشم خواهد خورد.

 

شرایط عمومی اقتصاد جهان.

در شرایط روز جهان و بالاخص بعنوان اقتصاد کلان بین المللی شاهد رویدادهای مهم و تأثیر گذاری می باشیم که هر یک به تنهایی میتواند تأثیر شگرفی بر اقتصاد و بازارهای ایران و منطقه بگذارد. با توجه به شرایط پس از رکود ، غالب دولتها بالاخص امریکا به منظور افزایش صادرات و کاهش واردات و بهبود روند اقتصادی خود اقدام به کاهش ارزش پولهای ملی خود می کنند که این مطلب بصورت رقابتی بین دولتها جایگیری نموده که از آن به جنگ ارزها یاد می کنند. ادامه این روند کاهشی به افزایش قیمت بنیادین تمامی کالاها انجامیده و بالتبع آن قیمت سهام نیز افزایش یافته است. به عبارت دیگر در جهان شاهد شرایط تورمی خواهیم بود. تورم حاصل از جنگ ارزها نیز در کنار تورم حاصل از خروج از شرایط رکودی جهانی و کاهش قیمتها قرار گرفته و به افزایش تورم مورد پیش بینی منتهی خواهد شد. این در حالیستکه این شرایط تورمی به مرور زمان به داخل نیز تسری خواهد یافت.

در شرایط فعلی و ماههای پس از رکود اقتصاد جهان در شرایط بهبود قرار دارد. این روند بهبود به افزایش توان تولید کشورهای مختلف و حجم مصرف در اقصی نقاط جهان بالاخص اقتصادهای نوظهور متکی بر صادرات منجر گردیده و گردش سرمایه را تسهیل می نماید. این گردش و به عبارت دیگر سرعت چرخش پول در کنار روند صعودی افزایش پایه پولی در جهان به افزایش حجم نقدینگی مؤثر بدل گردیده و در کنار بهبود شرایط کسب و کار و افزایش قدرت خرید باز هم به افزایش تورم منجر خواهد شد.

نکته دیگر افزایش نرخ بهره توسط دولت چین می باشد. با افزایش نرخ بهره ، جذابیت یوآن و نرخ سرمایه گذاری در بانکهای چین در جهان افزایش یافته که به افزایش ارزش یوآن منتهی خواهد شد. به عبارت دیگر توان خرید چین افزایش خواهد یافت. با توجه به وارداتی بودن مواد اولیه و کالاهای سرمایه ای بصورت سنتی در چین شاهد افزایش واردات این کالاها خواهیم بود. در کنار این مهم هزینه تولید در چین نیز افزایش یافته و نهایتاً به افزایش قیمت تمام شده کالاهای تولید چین منجر خواهد شد. در برخی از تحلیلها برای رشد اقتصادی چین کاهش برآورد شده و تا 8% نیز دیده میشود.

نکته دیگر قیمتها در مقیاس جهانی است. قیمت کالاها بالاخص مواد اولیه و فولاد به احتمال قوی باز هم افزایش خواهد یافت. هم اکنون غالب قیمت این قبیل کالاها در سطوح بسیار بالایی قرار دارد و شائبه کاهش قیمتها گهگاهی شنیده میشود. با توجه به کاهش ارزش ارزها در جهان و افزایش هزینه تولید احتمال کاهش جدی قیمتها دور از ذهن بوده اما در خصوص برخی از کالاها که هم اکنون در رکورد قیمت به نسبت سالهای گذشته قرار دارند احتمال تعدیل قیمتها وجود دارد. این مطلب در خصوص بازارهای داخلی نیز صدق کرده و این شرایط جهانی مستقیماً به داخل تسری خواهد یافت اما با احتساب یک بازه زمانی مضاعف.

 

شرایط سیاسی منطقه و قیمت نفت.

نزدیک به 2 ماه استکه کشورهای عربی در بحرانهای شدید اجتماعی و سیاسی قرار دارند. این بحرانها آرام آرام به دیگر کشورهای عربی منطقه نیز سرایت خواهد نمود. بسیاری از این کشورها از تولیدکنندگان بزرگ نفت همچون عربستان ، لیبی ، مصر و ... به حساب آمده و هم اکنون عرضه نفت خام به بازارهای جهانی کاهش یافته و ترس از کاهش بیشتر عرضه نیز وجود دارد. به این دلایل قیمت غالب نفتهای مهم در جهان در سطوح بالای 100 دلار در هر بشکه می باشد تا جاییکه نفت برنت دریای شمال به بیش از 120 دلار در هر بشکه نیز رسید. پیش بینی میشود این روند تا یکسال آینده نیز ادامه داشته باشد و نفت ایران در سطوح بالای 100 دلار در هر بشکه باقی بماند.

در خصوص شرایط داخلی و تأثیرات این روند بر اقتصاد ایران بایستی گفت افزایش قیمت نفت همان افزایش درآمدهای دولت استکه بصورت مستقیم و غیر مستقیم به اقتصاد داخلی ما تزریق خواهد شد. این مطلب به کاهش شدید احتمال کسری بودجه و افزایش موجودی صندوق توسعه ملی منجر می گردد.

با احتساب صادرات نفت ایران روزی 1.3 میلیون بشکه و 360 روز و قیمت بیش از 100 دلار متوسط قیمت صادراتی همچنین احتساب نفت 80 دلار در بودجه برای سال آینده به میزان 9360 میلیون دلار بر موجودی صندوق توسعه ملی اضافه خواهد شد. با احتساب دلار 1050 تومان 9828 میلیارد تومان در پایان سال آینده امکان برداشت از این صندوق وجود دارد.

 

شرایط داخلی.

سالهای 88 و 89 سالهای بسیار سختی برای اقتصاد ایران به شمار میرود. کاهش شدید رشد اقتصادی ، رکودی فراگیر در داخل ، افزایش شدید نرخ بیکاری ، کاهش حجم تولید و مصرف ، شرایط بسیار سخت گیرانه پولی و مالی و ... اقتصاد را در شرایط سختی قرار داد. این روند دقیقاً به بازارها نیز تسری یافته و کاهش قیمتها و کاهش شدید حجم مبادلات را باعث گردید. به جرأت میتوان گفت سیاستهای پولی و مالی حاکمیت اعم از دولت و مجلس دلیل اصلی این امر بود. سیاستهای نظارتی دولت نیز بر این روند مؤثر بوده و رکود را بصورت جدی بر بازارها حاکم گردانید. بعنوان مثال میتوان از کاهش نزدیک به 8000 میلیارد تومان از بودجه عمرانی سال 88 در مجلس محترم شورای اسلامی سخن به میان آورد که رکود را در سال 88 و همچنین سال 89 عمیق تر نمود. این مطلب بدون لحاظ نمودن کسری های آشکار و نهان بودجه در سالهای ذکر شده می باشد. خروجی آن نیز کسب کمترین رشد اقتصادی منطقه و نزدیک به 1.5% در ماههای گذشته بوده است. مطلبی که مورد انتقاد جدی رئیس جمهور نیز قرار گرفت و تاکنون هیچ توضیح منطقی نسبت به آن ارائه نشده است. تصمیمی که نرخ بیکاری را تا بیش از 14% افزایش داد. متأسفانه از اینگونه تصمیمات عجیب بر گرفته از بدنه کارشناسی اقتصادی مجلس باز هم قابل ذکر است.

به هر حال برای سال آینده بازارها تشنه منابع مالی هستند و اگر این منابع درست مدیریت نشوند به تورمی خطرناک منتهی می گردد. با توجه به تجربه دولت در کاهش تورم و توان مثال زدنی آن در اجرای قانون هدفمند کردن یارانه ها بعنوان بزرگترین طرح موفق اقتصادی در سالهای اخیر احتمال بروز چنین شرایطی دور از ذهن خواهد بود. برای سال آینده احتمال تورم نزدیک به 15% منطقی به نظر رسیده که در کنار کاهش نرخ بیکاری قابل دفاع خواهد بود.

در صورت اجرای درست قانون هدفمند کردن یارانه ها و همچنین همکاری مجلس در تصویب بودجه ، برای سال آینده میتوان از افزایش جدی فعالیتهای عمرانی و افزایش رشد اقتصادی سخن به میان آورد که قطعاً به کاهش بیکاری ، افزایش ساخت و ساز ، بهبود بازارها و رونق اقتصادی منجر می گردد. در صورت همکاری بین بخشهای مختلف حاکمیت بالاخص دولت و مجلس برای سال آینده احتمال رشد اقتصادی نزدیک به 5% دور از ذهن نبوده و میتواند برخی نقاط ضعف را در سالهای اخیر جبران کند. در صورت وقوع این شرایط احتمال رسیدن نرخ بیکاری به 11% و حتی کمتر از آن نیز دور از ذهن نخواهد بود.

برای سال آینده سطحی نگری ، اختلاف بین بخش های مختلف حاکمیت ، اجبار دولت به اجرای قوانین غیر هماهنگ با روند عمومی اقتصاد و بودجه ریزی ، تغییرات مقطعی مدیران    همچون سمی مهلک بوده و توجه جدی به زیر ساختها ، افزایش سرمایه گذاری در منابع زیر زمینی بالاخص حاملهای انرژی به منظور افزایش تولید ، تلاش برای رونق صادرات ، صنعتی سازی نوآوریها ، استفاده حداکثری از منابع مالی داخلی و نقدینگی جاری در فعالیتهای صنعتی از طرق مختلف بالاخص بورس ، حمایت جدی از تولید داخل ، افزایش سرمایه گذاری بر تولید فولاد خام بعنوان بزرگترین واردات کشور و ... توصیه می گردد.

به احتمال قوی برای ماههای اولیه سال بازارها با مشکلاتی مواجه خواهند شد که به افزایش قیمتها منجر میگردد. دلیل اصلی این امر کاهش قیمتها و عدم صرفه اقتصادی واردات است بنابراین موجودی انبارها کاهش یافته و تقاضا از عرضه پیشی خواهد گرفت. در صورت تزریق آرام منابع مالی از جانب دولت میتوان از افزایش افسار گسیخته قیمتها جلوگیری بعمل آورد و تولید را نیز تحریک نمود. با توجه به این موارد در روزهای پایانی اردیبهشت ماه و همچنین ماه خرداد رونق در بازار فراگیر شده و قیمتها در مسیر صعود قرار خواهند گرفت.

+ نوشته شده در  شنبه 14 اسفند1389ساعت 1:52  توسط محمد حسین بابالو  | 

در روزهای گذشته مطلبی از من در خصوص تحریم در روزنامه آرمان منتشر شد که مورد توجه شبکه ماهواره ای بی بی سی فارسی قرار گرفت و از آن برای تضعیف ایران استفاده شد. متأسفانه این دومین مرتبه است که بی بی سی فارسی به نوشته های من استناد کرده و ایران و اقتصاد ایران را به باد انتقاد و تحقیر میگیرد و گویی مشکلات کشور و دولت خود را با آنهمه ادعا فراموش کرده اند. با توجه به خصومتی که این رسانه و دیگر رسانه های غربی از جمله صدای امریکا با ایران داشته و دارد ،

این حقیر بدینوسیله از تمامی هموطنان خود صمیمانه پوزش میطلبم.

هدف از نگارش و انتشار مطالب انتقادی ، تنها یادآوری مشکلات و ارائه راهکار است ولاغیر.


باز هم ببخشید

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 1:32  توسط محمد حسین بابالو  | 


چه کسی به امام جام زهر را نوشاند؟




سلام


با توجه به صحبت های اخیر رهبر


این مطلب حذف می گردد.


متشکرم.







+ نوشته شده در  شنبه 14 آذر1388ساعت 23:21  توسط محمد حسین بابالو  | 

 


واردات 54 هزار دسته بيل ، تداوم رکود و افزایش نرخ بیکاری در داخل


چه بر سر صنعت ما آمده است ؟


بازار تولیدات صنعتی داخلی هم اکنون در خوابی خوش فرو رفته و تا بیدار شدن کامل آن زمان و انرژی بسیاری لازم است. واردات نیز به سرعت جای تولید داخل را گرفت و به سنگینی این خواب افزود. تورم بالا ، افزایش بیکاری ، ضعف تولیدکنندگان داخلی ، عدم وجود چترهای حمایتی واقعی دولت و ... همه و همه از یک یا چند بیماری مزمن اقتصادی حکایت می کند. هم اکنون جذابیت تولید در داخل به جذابیت واردات بدل گشته است که اولین دلیل آن تقلبی بودن ارزش ریال ایران است. این زخم کهنه اقتصاد ایران که بسیاری از متفکرین این حوزه از تکرار مکرر آن آزرده خاطر شده اند در رکود فعلی چرکین نیز گردیده است.

چند دلیل ساده آن ذکر میگردد. این شرایط واقعی بازارهای داخل است.  

مجوز ثبت و سفارش براي واردات 54 هزار دسته بيل صادر شده است. به گزارش ايلنا، در برگه ثبت و سفارش متقاضي واردات اين كالا كه در وزارت بازرگاني ثبت شده است، بندر شهيد رجايي به عنوان گمرك مقصد و كشور توليدكننده كالا كشور اندونزي عنوان شده است. اين تعداد دسته بيل در تاريخ 25 خرداد ماه سال جاري مجوز ورود به كشور را از وزارت بازرگاي دريافت كرده است. اين 54 هزار دسته بيل چوبي با كارت بازرگاني وارد شده و نوع ارز نيز درهم امارات بوده است. در مجوز ثبت و سفارش كالا بانك گشايش كننده اين اعتبار بانك صادرات ايران معرفي شده است. ضمن اينكه نوع ثبت سفارش، اعتبارات اسنادي و نوع معامله، ارز آزاد عنوان شده است.                                        http://tabnak.ir/fa/pages/?cid=71057

مطلب ذکر شده نه یک شوخی بلکه یک خبر واقعی است !

اگر به بازارهای غیر رسمی و گاهاً حتی در بازارهای رسمی نظری به اطراف بیفکنیم شاهد وقایعی خواهیم بود که حداقل در سی سال گذشته کمیاب به شمار می رفته است.

فروش خربزه در بسته بندی با مارک تایلند ارزانتر از خربزه ورامین ، شلوار کردی ساخت کشور چین و بسیار ارزانتر از تولیدات داخل ، سنگ قبر چینی آن هم با اشعار تراژیک فارسی ، انواع برنج های خارجی که کاملاً معمول گشته ، افزایش شدید حجم نقدینگی که به یک رکورد تاریخی تبدیل شده و همچنین بالا بودن معوقه های بانکی که آن هم رکورد شکسته است ، تورم بالا و نوسانات صعودی و نزولی آن ، بالا بودن تزویری ارزش ریال در برابر ارزهای رایج جهانی ، زمزمه کسری بودجه و آماده شدن لایحه متمم بودجه سال 88 ، بالا بودن نرخ بیکاری و گمانه زنی سه میلیون جوان بیکار در ایران ، رکود تاریخی جهانی و ورود آن به ایران در کنار عدم محافظت از بازارهای داخلی ، اقتصادی ضعیف ، بیمار و بدون مراقبت و حفاظت و نهایتاً عدم رونق نمایشگاه صنعت با 4 سالن برای نمایش محصولات داخلی در بعد از ظهر پنجشنبه یک روز پاییزی..... اینها همه یعنی یک نمایشنامه ی دراماتیک اقتصادی که چند روزی است که بازیگران اصلی آن جایگیری مجدد ، محاوره مضاعف ، و تحول تصمیمات اقتصادی و امید به هدفمند کردن یارانه ها و مجدداً نا امیدی پیدا کرده اند .  

اگر 30 یا 40 سال پیش به کسی می گفتیم روزی خربزه از دهها هزار کیلومتر آن طرف تر به بازار وارد خواهد شد قریب به یقین باور نمی کرد ولی حالا می گوییم از خربزه ورامین هم ارزان تر عرضه میگردد و بهداشتی هم بوده و اصلاً آرسنیک و کادمیوم ندارد. این مطلب طنز آلود یک کابوس اقتصادی تمام عیار است. ولی چرا و یا به عبارت بهتر چگونه ؟

پاسخ ساده است. ما با بالا نگهداشتن دستوری و یا تزویری ارزش ریال در برابر ارزهای بین المللی به تولیدکننده و بازرگان خارجی یارانه می دهیم. به عبارت بهتر واردات ارزان و تولید داخل گران و در رقابت با محصول خارجی بازنده میدان است. به جرأت میتوان گفت تنها مزیت نرخ بالای ریال در برابر ارزهای جهانی کاهش هزینه های واردات است و لا غیر. البته در قبال این پرداخت یارانه به خارجی ها ، هزینه های دولت بعنوان بزرگترین واردکننده نیز کمتر خواهد شد. در صورت ادامه سیاستهای ابلاغی مقام معظم رهبری زیل بند ج اصل 44 و در صورت ادامه این روند در تعیین ارزش ریال تنها تولیدکننده متضرر و دولت منتفع خواهد شد. تورم بالا و عدم وجود چترهای حمایتی بیمه ای و کمکها و تسهیلات بانکی به بازنده بودن تولیدکننده داخلی در رقابت با رقیب خارجی نیز مؤثر بوده و البته در این بین تاکنون اقدامات و حمایتهای تعرفه ای نیز وجود خارجی نداشته است. به جرأت میتوان گفت در این مبارزه نابرابر جز چند اسلحه سرد در برابر سلاحهای پیشرفته رقبای جهانی در اختیار تولیدکننده داخلی نگذاشته ایم. استمهال بدهی ها و برخی تسهیلات محدود بانکی همان نقش چند سلاح سرد را در این مبارزه به عهده دارند.

در مقام مقایسه کشور چین بعنوان یکی از شرکای بزرگ تجاری ایران سالهاست که نرخ ارز خود را کمتر از ارزش واقعی آن نگه داشته است. این مطلب که دقیقاً بر عکس ایران صورت گرفته باعث میشود کالاهای تولید داخل چین ارزان تر از قیمتهای واقعی تولید شود. به این دلیل ساده چین بوسیله واردات مواد اولیه و فرآوری آن و کسب ارزش افزوده و مجدداً صادرات همان کالا توانسته است به جایگاه فعلی خود در جهان برسد. نکته حائز اهمییت آنستکه این رویداد هیچ تأثیری در سطح رفاه کسانیکه در این کشور از تولیدات داخل خود استفاده میکنند نداشته و ندارد. این رویداد تا جایی پیش رفت که به اختلاف تجاری بین امریکا و چین منجر شده و وزیر بازرگانی امریکا علناً به مخالفت جدی با این سیاست چین پرداخت. این مطلب تا آن جا ادامه یافت که امریکا برای حمایت از تولیدات داخل خود با افزایش تعرفه به مقابله با سیاستهای این کشور پرداخت. رویدادی که حداقل در سالهای گذشته برای حمایت از تولیدات داخلی کشور عزیزمان هیچگاه انجام نشد و تولیدکنندگان را با غیر واقعی بالا نگهداشتن ارزش ریال خلع سلاح نیز نمود. با احتساب همین یک مطلب و حذف دیگر پارامترها از جمله حمایتهای دولتی ، پوششهای بیمه ای ، سیاستهای پولی مالی و ... یک تولیدکننده داخلی هیچگاه با یک تولیدکننده چینی به دلیل کاهش شدید هزینه تولید نخواهد توانست رقابت کند.

نکته دیگر آنکه ما شرایط ساده ای را برای تجار چینی فراهم کردیم ولی در ازای آن چه بدست آوردیم؟ نه در مسایل اقتصادی ، نه سیاسی ، نه روابط بین الملل و تقریباً در هیچ زمینه ای ، هیچ منفعتی حاصل نشد پس چرا این رویکرد هنوز ادامه دارد؟ نکته دیگر آنکه به روایت برخی آمار حجم واردات کالاهای سرمایه ای چینی بسیار بیشتر از کالاهای مصرفی است. بایستی خاطرنشان کرد که فولاد ساختمانی زرد شده ، کامیون هوو که انشاءا.. دیگر شماره گذاری نخواهد شد ، بولدوزری که نصف قیمت مشابه امریکایی قیمت دارد و ... همگی جزو کالاهای سرمایه ای لحاظ میگردند.

کاهش ارزش ریال در کوتاه مدت به دلیل افزایش قیمت کالاهای وارداتی اثرات تورمی نیز به همراه دارد. با توجه به شرایط رکودی در جهان و کاهش قیمت بسیاری از مواد اولیه و روند نزولی تورم ، منطقی شدن ارزش ریال هم به افزایش قیمت کالاهای وارداتی انجامیده و هم با افزایش ما به التفاوت قیمت کالاهای داخلی با مشابه وارداتی آنها به رونق تولیدات داخلی منجر خواهد شد. با فرض حذف تأثیر طرح تحول اقتصادی در قیمت کالاها و خدمات این رویکرد یعنی منطقی شدن ارزش ریال بهترین چاره برای رونق تولید داخل است. اگر تعیین ارزش ریال را به بازار بسپاریم در کوتاه مدت شاهد افزایش شدید ارزش دلار و دیگر ارزهای جهانی شده که به احتمال قوی دلار به بیش از 2000 تومان خواهد رسید. این مطلب دوام چندانی نداشته زیرا با جایگزین شدن تولید داخل به جای کالاهای وارداتی که به کاهش بیکاری ، افزایش سرمایه گذاریهای داخلی و خارجی ، رقابتی شدن شرایط ، کاهش نرخ تورم و ... خواهد انجامیده که این موضوعات و یا به عبارت دیگر قدرتمند شدن واقعی اقتصاد داخلی انجامیده و تمایل به واردات به داخل کشور کاهش خواهد یافت. این مطلب به خودی خود به افزایش ارزش دلار و رسیدن به سطوح واقعی آن خواهد انجامید.

ادامه این شرایط در طولانی مدت تنها و تنها به ضرر عامه مردم ایران تمام خواهد شد و لا غیر.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 13 آبان1388ساعت 14:36  توسط محمد حسین بابالو  | 

تاثير نوسانات قيمت نفت بر بازار فلزات

نفت چگونه قيمت فلزات را تغيير مي دهد؟

    در اقتصاد قيمت همچون تابعي چند متغيره بوده كه هر متغير بر قيمت تمام شده و قيمت فروش موثر ميباشد.
    در اين نوشتار سعي بر آن شده تا با بررسي متغير نفت بر قيمت تمام شده يك محصول تخمينی كلي از نحوه تغييرات قيمت يك فلز براي آينده داشته و بتوانيم با احتساب يك ضريب خطا تغييرات قيمت را پيش بيني كنيم

   ه

هميشه دو متغير عرضه و تقاضا بيشترين تاثير را در قیمت داشته و مي توان گفت ساير موارد ، متغيرهاي اين دو تابع است. هميشه حاشيه سود هر توليد فاصله بين قيمت تمام شده و قيمت فروش است كه هدف هر تجارتي است.


    درخصوص هزينه تمام شده بايستي هزينه اكتشاف و استخراج ، هزينه فرآوري و ذوب ، هزينه حمل و نقل و نهايتا هزينه هاي فروش و پرميوم را لحاظ كرد.


    در اين گزارش مقدار A قيمت در نظر گرفته شده برای نفت است و عواملي كه وابسته به قيمت نفت است را با B در نظر مي گيريم و 3B=A


    در اين بخش به هزينه هاي استخراج و تغييرات آن مي پردازيم.


    1 - دستمزد كه به مرور زمان افزايش مي يابد و با افزايش سطح قيمت ها تقاضا براي افزايش اين مورد بالاخص در كشورهاي در حال توسعه فراهم مي گردد. B


    2 - سوخت و بالاخص قيمت نفت خام كه با تغييرات آن هزينه تمام شده نيز تغيير مي كند.A


    3 - تغيير قيمت ماشين آلات و لوازم يدكي كه تجربه نشان داده غالبا افزايش داشته تا كاهش، البته حجم توليد و راندمان را افزايش داده و رشد افزايش آن با افزايش قيمت نفت تسريع مي گردد.B


    4 - سرمايه گذاري اوليه و نقدينگي سيستم كه هر چه بيشتر باشد هزينه توليد كاهش مي يابد و شركتهاي بزرگ راحت تر فعاليت مي كنند.


    5 - بهره مالكانه ، ماليات، تعرفه ها و بيمه كه غالبا به نفع توليد و تجارت عمل مي كند تا به ضرر آن.


    6 - افزايش سطح دانش جهاني و رشد تكنولوژي سطح هزينه ها را كاهش مي دهد.


    7 - مديريت كه در كشورهاي توسعه يافته غالباً بالاتر و در كشورهاي در حال توسعه پايين تر مي باشد. در كاهش هزينه ها موثر است.


    8 - ساير موارد از جمله شرايط آب و هوايي و ....


    هزينه فرآوري و ذوب:


    1 - هزينه سوخت مثل قيمت نفت ، گاز طبيعي و زغال سنگ. A


    2 - برق مصرفي كه در بسياري از كشورها از جمله ايران و خاورميانه تابعي از قيمت نفت است. B


    3 - قيمت اسيد بالاخص بر روي فرآوري روي و مس اكسيدي و سرب و ... كه با توجه به استحصال بخشي از اين ماده از نفت توليد و قيمت افزايش يافته و بالعكس (گراني اسيد تا چند ماه پيش يكي از مشكلات اصلي صنعت روي بود) و ساير موارد از جمله قيمت آب (كه به شرايط آب و هوايي بستگي دارد) و ... B


    4 - سرمايه اوليه


    5 - تكنولوژي و دستمزد B


    هزينه حمل و نقل:


    1 - سوخت كه تقريبا همان قيمت نفت است.A


    2 – تكنولوژي


    3 - حجم محموله ها و شرايط بازار حمل و نقل.B


    4 - ميزان سرمايه گذاري اوليه


    هزينه هاي پرميوم كه با رونق بازار افزايش و با ركود كاهش مي يابد. B


    نكته ديگر حجم موجودي در انبارها است كه با افزايش آن قيمت كاهش و با كاهش آن قيمت افزايش مي يابد. اين مطلب تاثير اصلي بر جو رواني و ترس از آينده مي گذارد. نوسانات قيمت مس مويد مشخص آن ميباشد كه در انتها ملاحظه خواهيد نمود.


    با كاهش قيمت نفت به دليل كاهش هزينه ها موجودي افزايش و با افزايش قيمت نفت كاهش مي يابد.B
    اين مطلب در ركود كمي بي اثر و در رونق پررنگ مي گردد؛ همچون فلز روي كه هم اكنون با كاهش حجم موجودي انبارها افزايش قابل ملاحظه ای به نسبت سالهای گذشته در قيمت ملاحظه نمي گردد.


    موارد موثر در هزينه هاي استخراج 8 مورد ، فرآوري و ذوب 4 مورد و حمل و نقل نيز 4 مورد بوده كه به علاوه هزينه هاي پرميوم برابر 17 مورد مي شود . جمعا A / 3 و  B / 7 موجود است، يعني برابر 33/5 مورد در برابر 17 مورد، يعني نزديك به 35/31 درصد. اين در شرايطي است كه فقط هزينه هاي ذوب گاهي تا 70 درصد مستقيماً نفت است كه 50 درصد لحاظ نموده ايم. با احتساب 15 درصد خطا هزينه توليد با احتساب پرميوم آن يعني قيمت تمام شده واقعي حداقل 69/26 درصد قيمت نفت مي باشد.


    يا به عبارت ديگر هر 1 درصد تغيير قيمت نفت 2662/0 درصد تغيير قيمت و به ازاي 10 درصد تغيير قيمت نفت 2 درصد تغيير قيمت فلزات.
    اين در شرايطي است كه در نفت 40 دلار، قيمت مس نزديك به 3000 دلار بود و با نفت 140 دلار به 8600 رسيد.


    موارد ذكر شده برآيندي سطحي از هزينه هاي توليد مواد اوليه بود. نكته ديگر كه در قيمت و بالاخص در حاشيه سود توليدكنندگان اثر گذار مي باشد ، ميزان تقاضاست كه منحني عرضه و تقاضا هميشه يكي از درس هاي مهم اقتصاد است. ميزان تقاضا به موارد مهم و گسترده اي وابسته است از جمله سطح معيشت و درآمد افراد و نقدينگي ، رونق يا ركود جهاني ، سطح توسعه يافتگي و رشد اقتصادي ، جو رواني و مسائل سياسي ، اجتماعي و ... .


    سطح رفاه و درآمد جامعه در قدرت خريد تاثير بسزايي دارد. همان طور كه مي دانيد يكي از دلايل اصلي افزايش قيمت ها رشد مصرف چين بوده كه متناسب با رشد اقتصادي آن افزايش يافت. هم اكنون و با توجه به كاهش نزدیک به 4 درصد رشد اقتصادي اين كشور و اين نكته كه كاهش رشد اقتصادي در كاهش رشد مصرف بسيار موثر است ، همچنين سرمايه گذاري هاي كلان بر توليد مواد اوليه بيش از ميزان مصرف بايستي منتظر كاهش تقاضا بود. با توجه به كاهش قيمت نفت هزينه هاي توليد نيز كاهش يافته كه به كاهش بيشتر قيمت ها بسيار كمك کرده است.


    در خصوص شرايط رواني و ترس از آينده بايستي گفت كه بسيار پيچيده بوده و بهتر است جامعه شناسان و سياسيون به اين مطلب پاسخ دهند تا اقتصاددانان و مهندسین. اما بايد گفت كه ترس و طمع جامعه در كنار عدم آگاهي در اين بين نقش اساسي دارد. بهترين حالت براي مقابله و گاهي جهت دهي اين شرايط، رسانه هاي گروهي و اطلاع رساني دولت ها است كه مي تواند مفيد و گاهي كاملاً مضر بوده و جهت دهي رواني جامعه را به سمتي خاص سوق دهد. ترس در گذشته و طمع در حال حاضر اهميت داشته و براي مثال قحطي نان در گذشته و طمع افزايش ثروت در كنار نقدينگي مؤثر است.


    نوسان قيمت نفت در 5 سال گذشته:
    با توجه به تغييرات قيمت نفت و شيب نهايي آن روال افزايشي قيمت فلزات كاملاً منطقي و قابل توجيه است. كاهش 55 درصدي قيمت نفت حداقل 13 درصد در كاهش هزينه توليد موثر خواهد بود.




    متاسفانه جهت دهي به سمت نفت گران و ترس از افزايش آن همچون يك بيماري همه گير شد و قيمت نفت را افزايش داد. با توجه به تاثير بالاي قيمت نفت بر قيمت تمام شده فلزات شاهد رشد افسارگسيخته آن بوده تا جايي كه ديگر غالب خريداران نهايي و كم توان كه توان انتقال تورم را به گروه هاي بعدي ندارند قدرت خريد خود را از دست دادند و رونق به ركود بدل شد. همچنين كاهش موجودي انبارها از مواد اوليه نيز در اين بين بي تاثير نبوده و به افزايش قيمت در گذشته كمك شايان توجهي نمود.

+ نوشته شده در  جمعه 8 آبان1388ساعت 19:42  توسط محمد حسین بابالو  | 

 
Copyright © 2008. All rights reserved. Contact: Navid.Tk Designed by Iran Download